سفرآرین جون به شمال
آرین درتبریز(شاه گلی)
اولین سفرآرین باقطار
تولد یک سالگی آرین جون
بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از آسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو آسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه ...
نویسنده :
مادر
12:12
ماههای اول آرین جون
عظمت پروردگار را در ظرایف وجود دوست داشتنیت می جوییم و خدا را با تمام ذرات وجودمان می ستاییم . ...
نویسنده :
مادر
13:12
اولین روزهای بدنیا آمدن آرین جون
پسرم در اولین روز تولدش، تو بیمارستان ، وقتی خسته از این نه ماه بالاخره رسیده و آروم خوابیده و خبر نداره کجا اومده ... مامان فدای اون چهره معصومت بشه چقدرنازخوابیدی فرشته کوچولوی من نمی دونی چقدرازداشتنت خوشحالم عزیزدلم الهی قربون اون نگاه شیرینت آرینم می خوام ازتوبنویسم ازاولین روزای وجودگرمت توزندگی مون که بااومدنت زندگی شیرین شدوخدای مهربون پسرگلی مثل توروبه من وباباعیدی داد.هیچ وقت نتونستم اون طورکه بایدشکرداشتنتو اداکنم . خدایاسپا...
نویسنده :
مادر
9:42









